تلخ شده ام... مثل آن بادام تلخ وسط تمام بادام های شور، مثل آن زهر کشنده در پستوی خانه ی مردی زخم خورده، مثل آن داروی شفابخش برای کودکی بیمار، مثل آن برگ گیاه کوهی وسط سبزی های معطر، مثل آن قهوه ی غلیظ روبروی جوانی تنها در کافه ای تاریک... تلختر از تلختر از تلخ.
برچسب:
نویسنده: پرهام اکبری