بهار دوست داشتنی ام از همه طرف سرک می کشد. از نهال های آماده ی کاشتن در کنار بولوارها، از شوق دختر همسایه برای خرید لباس عیدش، از تمام گل های این تقویم گل گلی که هدیه گرفته ام ... و من بی صبرانه منتظرم این سالِ سخت و تلخ و سنگین را دو دستی تحویل دهم و بهار را با تمام وجودم در آغوش بکشم...
باید روزِ آخرِ امسال، بنویسم از روزهای رفته. بنویسم و فراموش کنم چه گذشت... باید بهارم را بردارم و دهه ی چهارم زندگی را با رنگی جدید شروع کنم.
برچسب:
نویسنده: پرهام اکبری