اردی بهشت دختر نازپرورده ی بهار
-
تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 8:59
مشاهده یادداشت خصوصی
ذهن
-
تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 8:59
ذهن از نگاه من پیچیده ترین ساخته ی خداوند است. آنقدر پیچیده که هیچ تشبیهی برایش نمیتوان بکار برد. گاهی میگوییم کلاف سردرگم. ولی ذهن می تواند همزمان هم به شلوغی و درهم تنیدگی کلافی سردرگم باشد هم به سادگی و خلوتی تکه نخی آویزان از لباس. ذهن میتواند بن
یه وقت شعر
-
تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 8:59
چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم.
هجوم پینوکیوها
-
تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 8:13
خیلی قبل ترها، وقتی هنوز آدمها این همه عجیب و غریب و ترسناک نشده بودند، توی همین گوشه ی بنفشِ آرام و خلوت٬ درباره دروغ نوشته بودم. آن روز گمان می کردم دروغها به همان کوچکی و سادگی باقی می مانند. اما بعدها زمانه چرخید و روزگار نشانم داد که صداقت چقدر غریب است. وقتی مرد بنگاه دار جلوی چشمها
یکسال دیگر زندگی کردم...
-
تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 0:23
مشاهده یادداشت خصوصی
بهار ِ من
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 9:41
بهار دوست داشتنی ام از همه طرف سرک می کشد. از نهال های آماده ی کاشتن در کنار بولوارها، از شوق دختر همسایه برای خرید لباس عیدش، از تمام گل های این تقویم گل گلی که هدیه گرفته ام ... و من بی صبرانه منتظرم این سالِ سخت و تلخ و سنگین را دو دستی تحویل دهم و بهار را با تمام وجودم در آغوش بکشم... باید روزِ ...
تلخ
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 13:53
تلخ شده ام... مثل آن بادام تلخ وسط تمام بادام های شور، مثل آن زهر کشنده در پستوی خانه ی مردی زخم خورده، مثل آن داروی شفابخش برای کودکی بیمار، مثل آن برگ گیاه کوهی وسط سبزی های معطر، مثل آن قهوه ی غلیظ روبروی جوانی تنها در کافه ای تاریک... تلختر از تلختر از تلخ.
سردرد
-
تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 4:21
چرا تا کنون سوژه ی نوشته هایم نشده بود؟ این سردردهای طولانی و آزار دهنده. سردردهایی که هنوز خو نگرفته ام به بودنشان... که هر روزی و به هر بهانه ای که سراغم بیایند، بخاطر ماندن زیر آفتاب داغ تابستان یا بخاطر صبح تا شب بیرون از خانه بودن و دویدن و آب و غذا نخوردن، بخاطر شب بیداریها و کم خوابیها یا بخا...
از معجزات موسیقی
-
تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 4:21
گاهی هم صبح اول صبح آهنگی که با صدای بلند از کافه ای پخش میشود و به گوش تو که در حال کار کردن هستی میرسد، چنان حال ناخوش اول صبحت را زیر و رو میکند که زلزله ی هشت ریشتری هم نمی تواند!
زندگی های ترسناک
-
تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 4:21
دنیای این روزهای آدمهای اطرافم ترسناک است. خیلی ترسناک. ترسی که حجم زیادی از آن را مردها ساخته اند. مردهایی که از سَرَند شرافت و غیرت و صداقت عبور نمیکنند. میمانند پشت سرند و وارد زباله دان جامعه می شوند. بُر میخورند میان آدمهایی که دارند بی سر و صدا راهشان را می روند. بی سر و صدا و برای دل خودشان ز...
از اولین های زندگی ام
-
تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 4:21
مشاهده یادداشت خصوصی
آخرین بازمانده
-
تاریخ: 1395/12/11 ساعت: 4:21
اگر آخرین بازمانده ی زمین بودم شاید می ترسیدم. گوشه ای کز می کردم و یک دل سیر اشک می ریختم. بعد، ساعتها با خدایم جر و بحث می کردم و سرانجام تسلیم می شدم و سرنوشت محتوم خود را می پذیرفتم. می نشستم به انتظار تا دنیا سر بیاید و من هم به سایرین بپیوندم اگر آخرین بازمانده ی زمین بودم شاید برمی خاستم و تم...
شانه هایت
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
دورهای نزدیک
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
شبهای تاریک
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
لعنت به پله ها
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
ساختن
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
تصویرهای رنگی-2
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
از چراهای زندگی ام
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی
گاهی
-
تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 12:20
مشاهده یادداشت خصوصی